عبدالله مستوفى

106

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

مملكت بند ، و هم بار اهالى باندازهء لزوم سنگين شده است ، بايد از راه ماليات بر مردم اين مملكت تحميل شود . ماليات و عوارض امروزه ، بانضمام تفاوت تعرفهء گمركى بيست ميليونست ، به اين حساب ، ماليات اين مملكت بعد از بيست و پنجسال ده برابر امروزه خواهد شد . ولى چون چهار پنج ميليون ازين بيست ميليون ماليات فعلى ، راجع به افزايشى است كه جديدا از تعرفهء گمركى حاصل شده ، و هنوز انعكاس آن از حيث گرانى زندگانى از سرحدات مملكت تجاوز نكرده ، و در مراكز مملكت حس نشده است بايد نسبت ماليات فعلى را به ماليات بيست و پنجسال ديگر ، يك بر دوازده و نيم ، الى سيزده حساب كنيم ، بنابراين ، هر يكقران ماليات و عوارض امروزه ، در بيست و پنج سال ديگر سيزده قران خواهد شد . از آب و خاك يك عشر و دو عشر و سه عشر بگيرند ، كفايت نميكند ، ماليات ترياك و تنباكو و مستغلات و نواقل چيز نالايقى است . ماليات نمك ، افزايش گمرك ، گره‌گشائى نميكند . ماليات تمتع از تجار و كسبه ، ماليات سرانه بر افراد ، ماليات گاو و گوسفند و شتر و الاغ و قاطر ، ماليات عايدى به سرمايه‌دار و نوكر و مزدور و وكيل مرافعه و طبيب ، ماليات در و پنجره و روزن و بخارى و تابلو و حق العبور راه‌ها و پل‌ها ، و بعبارت آخرى بر همه چيز ، حتى نفس كشيدن ماليات تحميل خواهند كرد . ما در اينجا از مصارف بلدى ، و تعمير و تنظيف و روشنائى معابر ، و راه‌سازى اختصاصى بين قراء و دهات ، اسمى نبرده ، و چيزى از اين بابت‌ها منظور نداشته ، و از اعشار فرعى ماليات كه معمولا مخصوص اين مصارف است ، برآوردى نكرده‌ايم . هرگاه حوصلهء اهل اين مملكت وفا نكند ، كه باز هم با همين بيراهى بين دهات و كثافت معبرها و مجارى آبها و تاريكى شب زندگى كنند ، كه البته بايد دو سه عشر هم براى اين مخارج اعشار فرعى بدهند ، و دويست ميليون مخارج ساليانه به دويست و پنجاه ميلون بالغ ، و يكقران ماليات امروزه بشانزده قران سربزند ، و الا در همين كثافت و گل و لاى غوطه بخورند . تصور نرود كه ما معتقد بزيادتى ماليات نيستيم ، بلكه برعكس ، عقيده داريم كه بين زيادى ماليات و تمدن و رفاه اهالى نسبت مستقيم حكم‌فرما بوده ، هرقدر ماليات يكدولت بطور عادلانه زياد شود ، تمدن و رفاه اهالى مملكت هم زياد خواهد بود . ولى اين مسأله فرع آن است ، كه آنچه از اهالى گرفته مىشود خرج خود آنها بكنند ، نه اينكه سه ربع ماليات به مصرف ربح گران قروض ، و مواجب آقايان عمل و صاحب‌منصبان انگليسى رسيده ، حاصل زحمت يك ملت ببانگهاى لندن تحويل شود ، چه در اين صورت ، نسبت بين ماليات و رفاه و تمدن ، نسبت معكوس بوده ، هرقدر بر ماليات افزوده شود ، از رفاه و تمدن اهالى كاسته ، بر فقر و فاقهء مردم مملكت افزوده خواهد گشت ، نتيجهء طرز ماليه اين خواهد شد كه مالك ، زارع ، مزدور ، سرمايه‌دار ، كاسب ، تاجر ، صنعتگر عمله ، كارگر ، نوكر ، طبيب ، وكيل مرافعه ، سهل است زنها و بچه‌هاى ايران بايد